یار بداندیش

ای یار بد اندیش من روبراهی
__../__._/_.__
همواره فدایت شوم گر بخواهی
__../__._/_.__
مجبور شدم تا بگویم به چشمت
__../__._/_.__
گاهی به من ساده دل کن نگاهی
__../__._/_.__

قهوه کافه

تو کافه نشسته بودم این بیت شعر آقای کاظم بهمنی رو دیدم
خنده ات طرح لطیفی است که دیدن دارد
ناز معشوق دل آزار خریدن دارد
بعد در راستای منقلب شدنمان از شنیدن شعر های زیبا
فورا عین دیوانه ها خودکاری از کافه چی محترم گرفته و شروع به نوشتن بداهه ای کردم
دیدن خنده ی تو به که چه دیدن دارد
ناز چشمان تو هر لحظه کشیدن دارد
قهوه گر با لب خندان تو همره باشد
خوردن قهوه در این کافه چشیدن دارد
_.__/..__/..__/__
#محمد_صادق_قدرتی

ناشیانه اعتراف

بداهه

تو داری در دل من آشیانه
.___/.___/.__
دلم تنگ است و دیدارت بهانه
.___/.___/.__
ببخشید گر تو را آزرده ام من
.___/.___/.__
بدین رفتار سرد و ناشیانه
.___/.___/.__

نمی دانم طریق دل ربودن
.___/.___/.__
نحرفی تا بگویم عاشقانه
.___/.___/.__
ولی با قلب مطمئن ز عشقت
.___/.___/.__
تو را من دوست دارم صادقانه

#محمدصاق_قدرتی#محمد_صادق_قدرتی

جنون


ای عشق بیا و سر به راهم کن باز
__../_._./____
یکبار دگر مرا نگاهم کن باز
__../_._./____
از عشق تو بر جنون رسیده کارم
__../_._./____
دستم تو بگیر و روبراهم کن باز
__../_._./____
بر راه بیارو رهنمایم باش عشق
__../_._./____
عاری ز ندامت و گناهم کن باز
__../_._./____
#محمدصاق_قدرتی

مجذوب

چون یوسف گم گشته به چاهم, انداخت
یکبار دگر به اشتباهم, انداخت
مجذوب تو گشتم و دل از کف ,دادم
چشمان تو من را به گناهم, انداخت

از راه رسیده عشق تو بی پروا
دیوانه مرا دوباره راهم انداخت
آمد بشوم رها زبندش اما
دربند کشید مرا نگاهم انداخت

دل کندم

از ماتم سالیان خود دل کندم
با خنده ی تو دوباره من میخندم
انگار تمام شهر من فهمیدن
دارم به کسی دوباره دل میبندم

رازدل

همیشه راز دل از تو نهفتم
ز احساسم به تو چیزی نگفتم
ز ترس نه شنفتن از زبانت
هزاران بار از دل بد شنفتم
چه شبها من زاین باران تردید
ز گریه تا سحر یک دم نخفتم
برای بازگشتت من به خانه
به مژگان کوچه هایت را به رُفتم
هرآن موقع خبر آمد زحالت
چو غنچه از گلم گل می شِکُفتم
ولی به شکلِ طرزی احمقانه
همیشه حسِّ خود از تو نهفتم
به رغمِ آن که مجنون تو هستم
ولی تا آخرش این را نگفتم
وزن:
*===*===*== #دوستدارت

کون و مکان

گریه نکن برای من قصد سفر نکرده ام
هرچه ز تو شنیده ام باز حذر نکرده ام

جان و قرار من تویی کون و مکان من تویی
بر دل شّر زدم ولی از تو گذر نکرده ام

با دل من نگو ز غم با دل من نگو چه کم
عمر خودم به پای تو کم که هدر نکرده ام

از تو فقط اشاره ای از دل من به سر شدن
بابت عشق تو ببین من چه خطر نکرده ام

آه به حال و روز من فرصت زندگی تمام
گشت، ولی برای تو کار دگر نکرده ام

پ ن :
کون و مکان
فرهنگ فارسی معین
(نُ مَ) [ ع . ] (اِ.) گیتی و آنچه در آن است .

#دوستدارت

برداشت از سهراب


این بداهه سر فرصت بهتر میشه

ای برادر چشم را باید که شست
جور دیگر دید اینک بس درست
ای برادر زد به باید تیشه ی
ریشهایی را که قطعا گشته سست
قطع باید کرد دستانی به داس
زان سبب امروز را وقت دروست
بایدش کرد احیاء این مرز و بوم
ساخت این کشور دگر از پی نخست
حق خود را تو بگیر از زندگی
چون که تنها این فقط یک حق توست

رهبرم سید علی

ندیدم من کسی همتای دلبر
که باشد در جهان با او برابر
ندیدم من کسی مانند او را
که باشد مثل او اینگونه رهبر

غصه خور

در ویرایش های بعدی بهتر میشه انشاالله

ودر آخر
آن قَدَر غُصه خوره روزیِ فردا نباش
آن قَدَر بَندِ زمین عاشِقِ دنیا نباش
هرکه آمد چو دَرین بَحر به روزی بِرفت
آمَدَی چند بِرَقصا کَفِ دریا نباش
نَفَسی هَست غَنیمت بِشُمارش زاهد=(دلم)
آن قَدَر فکر دَمِ آخَرِ ما ها نباش
تو فقط راست بِزی تا غَمِ فردا نخوری
گر چِنین بود تو را در غَمِ آنجا نباش
قدر این لحظه بدان دُرِّ گران داده تو را
همدمی را بگزین این همه تنها نباش

#محمد_صادق_قدرتی
#دوستدارت
همچین این روزا عرفانی شدم

https://t.me/Mohammadsadeghodrati

فقط تنها

فقط تنها تو را دارم خدایا)

مرا تنها رها کردش در این جا
مرا اینجا رها با درد دنیا
ندارم انتظاری غیره این من
ز او دیگر من دیوانه تنها
همه رفتند و تنهایم نهادن
همه آنان که بودن مخلص ما
خدایا تف به این دنیای پستت
خدایا تف به این بازی دنیا
دگر از هیچ کس چیزی نخواهم
فقط تنها تو را دارم خدایا

که تنها از تو خواهم هرچه خواهم

فقط چه دیر فهمیدم اِلٰها

#دوستدارت
بداهه

تن مده

به ذلت تن مده هرگز به خواری
اگر چه غصه ها بسیار داری
فقط در پیش او از غصه ات گو
فقط آغوش او کن گریه زاری
به پیش هر کسی سر را نکن خم
نکن در پیش هرکس می گساری
زجا برخیز و از او این طلب کن
فقط از او بخواه تو دست یاری
خداوندا کجا هستی کجایی
تو که زیبایی و پروردگاری

به دیدار دل واعظ بیا تو
که دارد می کند لحظه شماری

قسمتی از قصیده پروردگار

برگرفته از حکمت مولای متقیان امام علی (ع)
#دوستدارت_م_ص_ق
#دوستدارت
#محمدصادق_قدرتی
#واعظ_بجنوردی

لقبی که دوستانم گذاشتن

مشبک

انگار به عشق من کمی شک دارد
یا بابت این غریزه مدرک دارد
افتاده چو لرزه ای به جانم اینجا
او رابطه با جناب بختک دارد
تقصیر دلم نبودهِ هرگز ای عشق
وقتی که تنم دلی مُشَبَّک دارد
خواستم ببرم زِیادِ قلبم اما
انگار دلم به گوش،سمعک دارد
قلبم شده مثل شیشه ای در هرحال
غبار گرفته پس کمی لک دارد
خواستم بشوم رها ز دامت اما
آن خاطره در دلم اتاقک دارد

نمک

غزل های ناتمام

دلم بیمار شد از عشق دلبر
کشیدش غصه ها از آن ستمگر
ندید هرگز مرا او حال و روزم
نمک زد هی به زخمم صد برابر

#دوستدارت_م_ص_ق
#دوستدارت
#محمدصادق_قدرتی

نمک

غزل های ناتمام

دلم بیمار شد از عشق دلبر
کشیدش غصه ها از آن ستمگر
ندید هرگز مرا او حال و روزم
نمک زد هی به زخمم صد برابر

#دوستدارت_م_ص_ق
#دوستدارت
#محمدصادق_قدرتی

شهید

از مرگ میترسد

وقتی که تنها آرزویش

شهادت است

#محمدصادق_قدرتی

جفاکش

بداهه دلی در صدم ثانیه
خدایا شکرت هنوزم میتونم در وصفت بسرایم

جفا بکن جفا بکن تو یار بی وفا بکن
._._/._._/._._/._._
به من غضب بکن ولی فقط مرا صدا بکن
._._/._._/._._/._._
بزن تو گوش قلب من بزن مرا فنا بکن
._._/._._/._._/._._
بزن ولی بیا بیا فقط مرا دوا بکن
._._/._._/._._/._._
بکش مرا بکش مرا که دل خوشم ز این سبب
._._/._._/._._/._._
بکش مرا ولی بیا به عهد خود وفا بکن
._._/._._/._._/._._
منم که دل خوشم به این که قاتلم فقط تویی
._._/._._/._._/._._
مرا بکش مرا بکش ز بند خود رها بکن
._._/._._/._._/._._
رها بکن زبند خود رها بکن زبند تن
._._/._._/._._/._._
رها بکن ولی مرا ز بند خود جدا مکن
._._/._._/._._/._._

محمدصادق قدرتی
#محمدصادق_قدرتی

برچینم

بداهه
البته ویرایش بعدی بهتر میشه

بعد تو هیچ کسی نیست دهد تسکینم
_.__/..__/..__/__
تا که یک لحظه برابر رخش بنشینم
_.__/..__/..__/__
از غم و درد بگویم به رخ مهجورش
_.__/..__/..__/__
سرگذارم به برش تاغم خود برچینم
_.__/..__/..__/__

#محمدصادق_قدرتی

برچینم

بداهه
البته ویرایش بعدی بهتر میشه

بعد تو هیچ کسی نیست دهد تسکینم
_.__/..__/..__/__
تا که یک لحظه برابر رخش بنشینم
_.__/..__/..__/__
از غم و درد بگویم به رخ مهجورش
_.__/..__/..__/__
سرگذارم به برش تاغم خود برچینم
_.__/..__/..__/__

#محمدصادق_قدرتی

ادامه دارد

بعد تو خاطراتت در دل چو خانه دارد
دل واسه دیدن تو صدها بهانه دارد
بعد تو بی بهانه عشقت ادامه دارد
تا عشق زنده باشد از تو نشانه دارد
من روز و شب درین جا با فکر تو نشستم
از دیده گان زارم اشکت روانه دارد
قلبم شکست و بازم با یاد تو جهانم
در آتشی بسوزد کز تو زبانه دارد
رفتی و بعد تو دل دیوانه گشته انگار
از روز رفتن تو خلقی دوگانه دارد

#محمدصادق_قدرتی
#دوستدارت

هیهات

چون موج از آغوش تو برگشته به ساحل
برگشتم و دیدم کسی منتظرم نیست

داشتم با خودم زمزمه میکردم

هیهات از این دل ای داد از این دل

اینجوری بود که شد

هیهات از این دل ای داد از این دل
__../____/..__
افتاد به قلبم از عشق چو مشکل
__../____/..__
دیوانه چو گشتم دیوانه ی تو من
__../____/.._
از عشق تو تنها مجنون شده حاصل
__../____/..__
سوختم چو در این ره دوختم چو بدین ره
__../____/..__
چشمان چو خیسم بیهوده چه باطل
__../____/..__
من غرق به دریا در عشق تو بودم
__../____/..__
چون موج که ندارد امید به ساحل
__../____/..__
هیهات ازاین دل ای داد از این دل
__../____/..__
کردی تو مرا ول با این همه قاتل
__../____/..__

محمدصادق قدرتی
#محمد_صادق_قدرتی

اعتیاد

بداهه پشت بداهه

دگر محو گشته تصویری/ که از تو من به یاد دارم

تو رفتی بعد تو حالا/ به مرگم اعتقاد دارم

کجا رفتی بدون من/کجا رفتی کجا خائن

بیا برگرد تو پیش من/که با تو حرف زیاد دارم

دلم خالی شده حالا/دگر پوچم پر از هیچی

نه چیزی پر نکرد جایت/ز تو شکوه و داد دارم

شدم یک مرده بی روح/که خالی گشته از احساس

که جای عشق درون خود/فقط باد کرده باد دارم

تو رفتی بعد تو حالا/به مرگم اعتقاد دارم

به بودن در کنار تو/گمانم اعتیاد دارم

#محمدصادق_قدرتی

ضامن آهو

بداهه ای تقدیم شاه خوبان

چندیست به تنهایی خود کرده کمی خو
__../__../__../__
دور گشته ز این کشمکش و درد و هیاهو
__../__../__../__
باید برود تا که کمی جان بستاند
__../__../__../__
پابوس خود شاه جهان ضامن آهو

#محمدصادق_قدرتی

دلتنگی. ۳

از روی دلتنگی فارغ زهر رنگی
بی وزن و بی مایه با آنکه دل سنگی
از تو طلب کردم برگرد به آغوشم
اما تو انگاری آماده ی جنگی
رفتی و بی حرفی از من گذشتی تو
باید بسازم من با درد دلتنگی

دل سنگ

از روی دلتنگی فارغ زهر رنگی
بی وزن و بی مایه با آنکه دل سنگی
از تو طلب کردم برگرد به آغوشم
اما تو انگاری آماده ی جنگی

گم گشته

من نه منم

گم گشته درون خود به فکر خویشم

کافر شده ام به هرچه می اندیشم

این نیست تمام من خودت میدانی

دلتنگ خودم شدم پر از تشویشم
#محمد_صادق_قدرتی

تجسم

دوست دارم که تو را باز تجسم بکنم
_.__/.___/.___/.._
غرق تو باشم و قدری همه را گم بکنم
_.__/.___/.___/.._
همجوار غم دنیا بشوم با همه درد
_.__/.___/.___/.._
از همه دل بکنم با تو تکلم بکنم

راحت

اصلا تو برو خیالت راحت عشقم
کردم به تو و رفتنت عادت عشقم
اصلا به درک که رفته ای از پیشم
بعدتو به فکر حال و روزه خویشم
خوب شد که رفتی و دلم تغییر کرد
لعنت به عشق تو که من را پیر کرد
آزادی خود را به تو من مدیونم
آزاد شده از جهانم و مجنونم
دیگر به پر و بال من زنجیر نیست
آزاد شده ام رها مرا تفسیر نیست
حال که بعد تو پرم از شادی
سر مسته از این غصه و آزادی
رفتی و عشق و حال خود کردی ساز
حال به فکر من تو افتادی باز
دیر آمده ای تو بی وفا چون دیر است
حالا که چشم من ز رویت سیر است
برگرد به همان جا که بودی عشقم
دیدار به قیامت به زودی عشقم

#محمد_صادق_قدرتی

دوستداشتن

می روی خوبم بدان بر ماندنت اصرار نیست
این که در پیشم بمانی لحظه ای اجبار نیست
گر مرا در دل نداری پس برو از پیش من
قصد ما از دیدن هم، دادن آزار نیست
روزگاری می رسد قدرم بدانی عاقبت
آن زمان که دیر شد،پس فرصت دیدار نیست
لحظه لحظه زندگی کردن چه بس دشوار بود
زندگی هر لحظه اش را جای هیچ تکرار نیست*
پس بیا تا دیر نگشته عشق خود ابراز کن*
دوست دارم مثل نفرت داشتن دشوار نیست
﷼﷼﷼﷼﷼
پ ن:
من تمام عمر خود را پای عشقت داده ام
دوست داشتن مثل نفرت داشتن دشوار نیست
#محمد_صادق_قدرتی