وکالت می دهم
خسته گشتم خسته گشتم من دگر از روسری
پس وکالت می دهم شیطان بیاید رهبری
قدر خود را من نمیدانم چه کاری هست به تو
کله اجدادم ز اول خوردن از غرب تو سری
عادتم گشته که باشم برده ی بی بتگان
با من از میهن نگو از شیر پاک مادری
گفته بودم من ندارم رنگ و بویی از وطن
پس دگر با من نگو از قصه ی خود باوری
پوچ و پوشالی ام و خالی ز هر مهر و وفا
پس دگر هرگز نخواه از مرده دست یاوری
متاسفانه ما انسانها گاهی برای فرار از حقیقتهایی که به نفع مان نیست پناه به دامن شیطان میبریم
یکی از این اقدامات وکالت دادن های عده ای معلوم و الحال به شیطاین مجسم روی زمین هست
کاش گاهی وکالت به حقیقت بدهیم و به نائب بر حق زمین
امام زمان (عج)