دیرگشته
شاید برای باتو بودن دیر گشته
یا قلب تو از دیدن من سیر گشته
اما بدان ای مهربان سالیانست
دستان من در حصرت تو پیر گشته
عشقت درون سینه ام مانند تومور
هی ریشه کرده در دلم تکثیر گشته
هرکس تورا دیده تو را میخواهد ای گل
بیماری چشمان تو واگیر گشته
بازم دوباره قلب من افتاد از کار
آقای دکتر گفته بود تعمیر گشته
تا آمدی احیا کنی قلبم دوباره
آمد ندایی گفت:دیگر دیر گشته
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم دی ۱۳۹۹ ساعت 23:10 توسط محمدصادق قدرتی
|