کون و مکان
گریه نکن برای من قصد سفر نکرده ام
هرچه ز تو شنیده ام باز حذر نکرده ام
هرچه ز تو شنیده ام باز حذر نکرده ام
جان و قرار من تویی کون و مکان من تویی
بر دل شّر زدم ولی از تو گذر نکرده ام
با دل من نگو ز غم با دل من نگو چه کم
عمر خودم به پای تو کم که هدر نکرده ام
از تو فقط اشاره ای از دل من به سر شدن
بابت عشق تو ببین من چه خطر نکرده ام
آه به حال و روز من فرصت زندگی تمام
گشت، ولی برای تو کار دگر نکرده ام
پ ن :
کون و مکان
فرهنگ فارسی معین
(نُ مَ) [ ع . ] (اِ.) گیتی و آنچه در آن است .
#دوستدارت
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت 16:45 توسط محمدصادق قدرتی
|