آب زیر کاه
باید فکری به حال این دل آب زیر کاه کنم
یکبار برای همیشه دل را سر به راه کنم
تقصیر دلم نیست تو آنقدر زیبایی
عادت کرده ام که تورازیرچشمی نگاه کنم
دائم به خودم لعن میفرستم که چی؟
عادت کرده ام به این کار که اشتباه کنم
اگر دوباره فرصت دیگری به دست آورم
دوباره حاضرم بارها بارها این گناه کنم
گفتی اگر نبودی روزی کنار من
در دو دل های خودم را روبه ماه کنم
آنقدردردودل کردم وخیره ماندم بروی ماه
دیوانه گشتم و فرصت نکردم که آه کنم
میخواستم فقط چیزی گفته باشم خالی نباشه
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 12:1 توسط محمدصادق قدرتی
|