یک نفر از  غافله عقب مانده است رئیس

یک نفر با دلی شکسته و چشمانی خیس

یک نفر که  به صداقت و پاک بودنش قسم 

از تهمت های نا پسند این مردمان  بریس

یک نفر که خون دل شدهر توطئه هزار بار

ز دست این همه انـــسان نمــایان ابلیس

کسیکه حتی برای خودش چیزی نخواست

وقتی همه به فکر چپاول بودن و لفت ولیس

کویـــــــر هیچ گاه  انتــظار باران ندارد ز ابر

همچون کسی که نداردانتظار آب ازخسیس 

تنها یکــــنفر  ماند برای هدایــت مـــــا

اما درک نمیکنندش این مردمــان خبــیـــث