رئیس
یک نفر از غافله عقب مانده است رئیس
یک نفر با دلی شکسته و چشمانی خیس
یک نفر که به صداقت و پاک بودنش قسم
از تهمت های نا پسند این مردمان بریس
یک نفر که خون دل شدهر توطئه هزار بار
ز دست این همه انـــسان نمــایان ابلیس
کسیکه حتی برای خودش چیزی نخواست
وقتی همه به فکر چپاول بودن و لفت ولیس
کویـــــــر هیچ گاه انتــظار باران ندارد ز ابر
همچون کسی که نداردانتظار آب ازخسیس
تنها یکــــنفر ماند برای هدایــت مـــــا
اما درک نمیکنندش این مردمــان خبــیـــث
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 16:46 توسط محمدصادق قدرتی
|