تنها رفیق من است  کاغذ و قلم

وقتی گرفته راه دلم را هجوم غم

..........................

از زمانی که گفتی: به تو ربط ندارم 

دارم ازاین همه بی ربطی خودم

 زجر میکشم

.....................

چه خنده دار بود و تلخ

داشتم میرفتم

اما همه میگفتند 

وقتی< رسیدی >

 زنگ بزن

..............................

آرزو دارم روزی مثل تو زیبا باشم

آنقدر که تمام مردم شهر

مرا صدا کنند

......................

جدایی بین من و تو

 یک خط فاصله است

من در ایستگاه پایین پیداه میشوم

 تو در ایستگاه بالا