بی ربطی
تنها رفیق من است کاغذ و قلم
وقتی گرفته راه دلم را هجوم غم
..........................
از زمانی که گفتی: به تو ربط ندارم
دارم ازاین همه بی ربطی خودم
زجر میکشم
.....................
چه خنده دار بود و تلخ
داشتم میرفتم
اما همه میگفتند
وقتی< رسیدی >
زنگ بزن
..............................
آرزو دارم روزی مثل تو زیبا باشم
آنقدر که تمام مردم شهر
مرا صدا کنند
......................
جدایی بین من و تو
یک خط فاصله است
من در ایستگاه پایین پیداه میشوم
تو در ایستگاه بالا
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر ۱۳۹۲ ساعت 23:22 توسط محمدصادق قدرتی
|