بداهه سرایی نقم
باز به دیدگان من میزند او قدم قدم
از تو سروده بی هوا باز دوباره این قلم
دل ز تو کی جدا دمی پیش دلم هر قدمی
نیست مرا همی غمی تا تو کنارمی صنم
هر طرفی نگاه من می رود آن طرف تویی
قبله ی من شدی ببین سر که به سجده می نهم
راه منی نگار من چاه منی قرار من
نیست دلم به غیر تو بند کسی به تو قسم
آه و فغان من تویی جان و جهان من تویی
درد نهان من تویی علت این همه الم
ساکنم و سکون من علت این جنون من
دیده ی غرق خون من عشق تو بوده این نقم
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم شهریور ۱۴۰۴ ساعت 14:41 توسط محمدصادق قدرتی
|