باز به دیدگان من میزند او قدم قدم

از تو سروده بی هوا باز دوباره این قلم

دل ز تو کی جدا دمی پیش دلم هر قدمی

نیست مرا همی غمی تا تو کنارمی صنم

هر طرفی نگاه من می رود آن طرف تویی

قبله ی من شدی ببین سر که به سجده می نهم

راه منی نگار من چاه منی قرار من

نیست دلم به غیر تو بند کسی به تو قسم

آه و فغان من تویی جان و جهان من تویی

درد نهان من تویی علت این همه الم

ساکنم و سکون من علت این جنون من

دیده ی غرق خون من عشق تو بوده این نقم