تو را آزرده ام هربار بسیار

ولی بخشیده ای بازم مرا یار

نمی دانم چطور جبران کنم این

چنین مهری که کردی با دلی زار

خداوندا خداوندا خدایا

خودت او را در آغوشت نگهدار

نمی خواهم ببینم لحظه ای او

درون رخت بیماری گرفتار

ندارم طاقت آنکه ببینم

رود بر دست و پاهایش دمی خار

خدا داند تو را من دوست دارم

تو را زیباترین زیبای ادوار