از بس نموده ام من با زندگی مدارا

جانم به لب رسیده دریاب حال ما را

فکرش نمی نمودم روزی ز غصه و غم

هر شب به درگه تو مرگم کنم تمنا

رفتی و بعد تو دل این زندگی نیارزد

بعد از تو خوش ندارم بودن در این فضا را