بداهه ساری
همه تن غرق خدا غرق فداکاری شد
آن که را بر لب او ذکر خدا جاری شد
دل ز شیرینی دنیا زدو با دل خوش
سمت زیبایی بی حد احد ساری شد
به کجا رهسپاری تو بگو با من هان
چه شداین گونه دلت از همه چی عاری شد
سر این راز بگو با دل غم دیده ی من
تا که شاید به من گم شده ام یاری شد
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم آذر ۱۳۹۹ ساعت 20:56 توسط محمدصادق قدرتی
|