شاید غزلی بود که هرگز متولد نشد
زیر بار غم عشق رفت و مقلد نشد
...... .
باید برای عشق قدری شهامت داشت
عاشق شد و آنگاه باید صداقت داشت .... .
.
.
غزلی بود که هیچ گاه متولد نشد
زیر بار غم عشق رفت و مقلد نشد
آنقدر عشق به بازی بگرفتش تا آن
کافر عشق تو گردید و موحد نشد

دوستدارت م ص ق