چشم دل
چشم دل هم وا شد و بازم ندیدیم روی تو
چشم دل هرگز نمی خواست دیدن ابروی تو
تو کنار گوش من بودی نمی دیدم تو را
کاش آنقدر کور نبودم ,تا بیایم سوی تو
من که خود را عاشق فرزانه می پنداشتم
پس چرا گم کرده بودم رد آن گیسوی تو
چند سواییست گرچه دیگر من نمی بینم تورا
همچنانم بر مشامم میرسد از بوی تو
تا زمانی که نیابم ردی از آغوش تو
دست دیگر برنخواهم داشت زجستجوی تو
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان ۱۳۹۴ ساعت 22:13 توسط محمدصادق قدرتی
|